
بی حوصلگی...تنهایی...سردرد...خستگی...یه ذهن پر فکر و سردرگمی... دل گرفته! از همه رو اعصاب ترش همینه که دلت بگیره...(ناراحتی نه...فقط دل گرفتگی..) +اگه تصادف نکرده بودم مطمئنم امشب میزدم بیرون و انقدر با سرعت زیاد میروندم تا اروم بشم...فکر کنم خدا خودش میدونست من ادم نمیشم این ترس انداخت تو وجودم با اون تصادف که خودم به کشتن ندم...:/ +پر حرفم...اما ساکتم خیلی ساکت:( متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین...
ادامه مطلب
باید اعتراف کنم وقتی نمینویسم هم دلم براتون تنگ میشه.... نمیدونم چرا از دوست صمیمی هم برام صمیمی ترید و انقدر برام دوست داشتنی هستین..و همیشه دلم میخواد بهترینا براتون اتفاق بیفته.... و اصلا و ابدا قصد اینو ندارم که خودم تو دل کسی جا کنم...چون هر جوری که باید شناخته میشدم تا حالا دیگه شدم... همیشه تو بد ترین و بهترین شرایط هام با حرفاتون بهم دلداری دادین و دل گرمم کردین...نگرانم بودید..خوشحالم کردید...با بودنتون کم تر غصه خوردم...انقدری باهاتون راحتم که مثل یه خواهر بزرگتر شدید برام...همیشه ارزوم اینه که کاش این دوستی مجازی نبود.... همیشه دوستون دارم و بهترین ها...
ادامه مطلب