
+سه روز که اقا جانم رفت... رفت پیش بی بی و بلاخره از دست دنیا و ادماش راحت شد...بلاخره به ارامش رسید.. +چقدر زود همه چیز دیر میشه و ما نمیتونیم بفهمیم... +روزائیه که از زمین و زمان داره میباره...مرگ اقاجان..تموم شدن یه رابطه خوب یا بد....هزار چیز دیگه که از شمارش خارج شده... و من هنوز تو شوکم...هنوز نمیتونم موقعیتم پیدا کنم...هنوز نمیدونم واسه چی باید ناراحت باشم...هنوز نمیدونم این چیزایی که رو دلم سنگینی میکنه دقیقا از چیه و چم شده... نمیتونم حضمشون کنم..نمیتونم درکشون کنم...هیچ کدوم از اتفاق هایی که افتاد...رفتن یهویی اقا جان که از صبحش حالش بد بود و شب همه رفتن ببیننش و گفتن بهتره و 11 شب همه چیز تموم شد....تموم شدن رابطه ای که یهو هر چی فکر میکنم نمیفهمم دلیل تموم شدنش چی بود....که یهو و...
ادامه مطلب
برای موفقیت لازم نیست از پنجره بیرون رو نگاه کنی تا یهنفر رو پیدا کنی که موفقت کنه فقط لازمه توی ایینه نگاه کنی... اون موقع تنها ادمی که احتیاج داری تا موفق بشی مستقیم بهت نگاه میکنه! و اگه به اون ادم تو ایینه قول بدی... اگه به اون ادم تو ایینه نگاه کنی و بگی : من بهت قول میدم که از امروز به بعد هر کاری که لازم باشه انجام میدم تا به موفقیت برسم.... +نظرات بعد برگشت امروز تایید میشن...ممنون از لطفتون به من و حرفای خوب همتون... از اونجایی که تا صبح نخوابیدم و مستقیم بعدش رفتم دانشگاه و شب شهید برگشتم...جونی واسه تایید نظرات نبود... ...
ادامه مطلب