به طرز وحستناکی خستم که دلم میخواد چند روز بخوابم ...
ازغروب که اومدم خونه هر چقدر این چند ساعت برنامه ام تنظیم میکنم کارام تموم نمیشه!
چقدر مادر خونه بودن سخته...و چقدر زحمتاش کم دیده میشه...
چقدر وقتی نیست ادم دلش براش تنگ میشه و جای خالیش حس میشه....دلم واسه دعوا کردنامون تنگ شد راستش!
امروز وقتی اومدم خونه و نبودی دلم گرفت...هی منتظر بودم بهم گیر بدی و منم لج کنم....
اما!....
گاهی این دوری واقعا لازمه تا اهمیت وجودت رو تو زندگیم بیشتر حس کنم...
دارم از خستگی میمیرم هیشکی نیست بگه بخواب حالت بهتر بشه نصف شب بیدارت میکنم بشین درساتو بخون...از اون طرف هم انقدر از خوابش میزد و بیدار میموند تا بیدارم کنه...بعدشم میدونست خوابالو ام و میخوابم به محض بیدار شدن ده بار میومد اتاقم تا یه وقت خوابم نبره....
قبل خوابیدنمم کلی دعوامون میشد که میگقت بیدار نمیشی من بیدارت نمیکنم...بعد میگفت یه بار صدات میکنم بیدار نشدی هیچ ربطی به من نداره....
یا سر این دعوامون میشد که اخرش تو اون اتاق میپوسی میمیری..مدفون شدی از اون صاحاب مرده بیا بیرونن..
+دلم برات تنگ شد...
+نمیدونم این بغض و گریه رو از کجا اوردم حالا! دارم خفه میشم....
+وقتی هستی انقدر عوضی بازی در میارم ..الان که نیستی همه جای خونه دنبالتم...
همیشه تنها بودنم تو خونه رو دوست دارم و داشتم...اما امروز بد رو اعصاب بود...همین که میدونم هستی خیالم جمع میشه....
+ترجیح میدم که قول بدم کل روز پامو هم تو اتاقم نمیزارم و همش میام پیشت تو پذیرایی تا نگی بیا یه کم پیش منم بشین....قول میدم وقتی صبح بیدار میشی و منتظری تا بیدار بشم و صبحونه ات با من بخوری یا چای عصرت رو نزنم تو ذوقت و نگم میل ندارم!..قول میدم نرم رو اعصابت که چی بپوشم و موقع مهمونی همه لباسامو پرو نکنم تا کل اتاقم پر لباس بشه و حرص بخوری..و اسرار نکنم نظر بدی راجبشون...قول میدم اخرین نفر موقع بیرون رفتن از در اتاقم بیرون نیام تا همه منتظر من بمونید...قول میدم کمتر باعث گریه و ناراحتیت بششم...و غر نزنم..نگم حوصله ام سر رفت..رو اعصابت نباشم...عصبانیتم رو با جیغ حیغ خالی نکنم که بگی بیشعور از کی پری داری اینجا خالیش میکنی! کلی کارای اشتباه دیگم انجام ندم...چقدر بدیام بیشتر از خوبیامه...
+معذرت میخوام..میدونم هیچ وقت دختر خوبی برات نیستم و نبود...و این که خدا منو بهت داد و مجبووری تحملم کنی و صبوری کنی...
بابت بودنم تو زندگیت معذرت میخوام...
+از این که بخوام جای خالی تو رو هم پر کنم خیلی سخت تره! هنوز نرسیدم کارای اجراییم رو واسه فردا انجام بدم!و وحشتناک خوابم میاد و مغزم ارور میده!بدون کار هم نمیتونم برم سر کلاس!غیبتم کنم که بیچاره میشم تخصصیه...!نمیدونم...
+خیلی دوست دارم...خیلی...
زود تر بیا ...منتظرم با هم دعوا کنیم من ادم نمیشم:))))

برچسب:
نویسنده: رادین موسوی