وقتی تو سن بیست سالگی همه مدل سختی و درد رو تحمل کرده باشی میفهمی من چی میگم!میفهمی اصلا سختی یعنی چی!سختی میتونه دست و پنجه نرم کردن با یه بیماری وحشتناک و لاعلاج باشه!سختی میتونه نداشتن پدر و مادر باشه،میتونه نداشتن سرپناه باشه! میتونه خیلی چیزا باشه که خیلی هامون باهاشون تو زندگی درگیریم!اما کسی که مریضه میدونه که مریضه!کسی که پدر نداره میدونه یتیمه!کسی که خونه نداره میدونه آواره اس!همه اینا یه راه حلی دارن که آدم به خواست و همت خودش میتونه بره دنبالش و مشکلش رو حل بکنه،اما امان از روزی که ندونی مشکلت چیه!چه مرگته ! ساعت ها بشینی فکر کنی ببینی کدوم تکه از پازل زندگیت گم شده،هی فکر کنی و به نتیجه نرسی!هی فحش و لعنت بفرستی به این و اون! هی بگی تقصیر از این و اونه!ولی تهش باز به این میرسی که آخه چه مرگته؟! آخر میفهمی که هیچیت نیس!نه اینکه چیزی نباشه که اینو بگی!انقدر داشتنی داشتی که از داشتن هرچی که باید داشته باشی خسته ای!دیگه خسته ای از اینکه گریه کنی!خسته از خندیدن!خسته از بحث کردن و اکتفا به جمله ی حق با توِئه ! خسته از شکست خوردن!برنده شدن!دیگه واست هیچی فرق نداره! واست مهم نمیشه که صبح چند بار آلارم گوشیت رو بکشی جلو یا عقب تا دیرتر از خواب پاشی!واست فرقی نداره که چه مدلی و چه رنگی لباس بپوشی ! دیگه فرقی نداره شیر موز دوست داشته باشی یا شیر نسکافه! این چیزا خیلی کوچیکه ! اما باید دچارش بشی تا بفهمی کوچیکیش چقدر بزرگه! دنیای خیلی از ماها شده دنیای فرقی نداره ها! وای از روزی که ازت بپرسن میخوای بمیری یا نه ؟ و تو بگی : فرقی نداره....

برچسب: سردرگم سامان جلیلی,بی باک سردرگم,سردرگم عشق,سردرگم از بیباک,سردرگم بيباك,متن سردرگم بی باک,سردرگم 58,سردرگم جلیلی دانلود,سردرگم ادی عطار,سردرگم محمد بيباك,
نویسنده: رادین موسوی