حال خوش بدست اوردنیِ مثل خوشبختی و مثل شجاعت..
دوجین کار سرم ریخته ...
اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنم
و بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد ،
سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند ...
و آنقدر با گل ها حرف بزنم تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند ...
بعد از تو
این دنیا
یک دنیا
کار دارد
تا دوباره دنیا شود ...ufeff

- photo by me
+همیشه میشه دوباره شروع کرد...
+دو هفته عزا داری و فکر و خیال بسه! ادم برای مرگ عزیزاشم فقط چند هفته عزاداری میکنه...با ناراحتی که چیزی درست نمیشه ! فقط گاهی یاد اوری یه چیزایی که ازار دهندس که اونم کمرنگ میشه...
زمان میگذره و زندگی هم همینجور...جز یه تلخی هایی و یه شوک هایی و ناراحتی هایی...دارم فکر میکنم چقدر خوب بود این رابطه برام..هر چند خیلی وقتا سخت گذشت..اما یه چیزایی یاد گرفتم که با هر کسی غیر اون وقتمو میگذروندم یاد نمیگرفتم...بعضی وقتا حس میکنم اومده بود تا من قوی تر بشم...یه تلنگری بود به زندگیم که لازم بود...
+همیشه براش ارزوی خوشبختی کردم و میکنم...همیشه هم برام قابل احترام و دوست داشتنی بود اگه اون اتفاقات نادیده بگیرم..اما همیشه چیزی نمیشه که من میخوام! و باید قبولش کنم!
برچسب:
نویسنده: رادین موسوی
تاريخ: جمعه
20 اسفند
1395 ساعت: 11:53