خرید بک لینک

درباره سایت

......

امکانات وب

+ساعت خوابم به شدت بهم ریخته...

خیلی ساله که سر جاش نیست اما الان دیگه به اوجش رسیده...به حدی که مثلا 5 صبح میخوابم 7 بیدار میشم...شبیه مرغ و خروس ها شدم..!

در طول روز و شب هم دلم میخواد سرم بکوبم به دیوار از خواب چشمام داره کور میشه اما هر کاری میکنم اثری از خوابیدن وجود نداره!

عجیب شدم:))

+19 نمایشگاه برگزار میشه و بخاطر این که از زمین و زمان داشت برام میبارید دیگه ذهنم کار نمیکرد حول موضوع کار کنم..که کشیدم کنار و گفتم نیستم...اما به زور مون(منا) مجبور به شرکت در نمایشگاه میباشم..به قول خودش حتی شده یه کار ..جرات داری نیا! تا کی میخوای از همچین جمع های هنری و ادما فرار کنی! میخوان بخورنت!

منم فقط نگاش میکنم و میخندم! شایدی تحویلش میدم که حرصش در میاد دیگه لوپ از من باقی نمیزاره! و مدیونین اگه فکر کنین منم بیکار میشینم و نگاش میکنم!

+سر کلاس عکاسی وسط انتراکت استاد گفت بسه دیگه خودتون جمع و جور کنید شروع کنیم...که یکی از بچه ها موقع جابجا شدن ست لباس زیر از کوله پشتیش افتاد بیرون و روی زمین..دقیقا تو همون لحظه با استاد چشم تو چشم بودن که استاد مکث کرد و اون دختره هم شوک شده بود..که بعدش استاد گفت دیگه نگفتم دیگه به این شدت جمع شید! کلاس دیگه رو هوا بود که همه ریز میخندیدن...! استاد هم که سرش تو لیستش رفت و اون ختر کلا تو افق های دور بود:/

(استاد عکاسی این ترم به شدت فهمیده و با سابقه اس و با سیاست و البته شوخ طبع ..ولی ادم کاملا رله و راحتیه!)


+مرحله پروپوزال هم امروز تموم شد و پرونده اش بسته شد...باید دیگه شروع کنم..!

+مرسی از لطف و محبت تک تکتون....دوستای مجازی فقط اسمشونه که مجازیه.. چه خوب میشد کاش بعضی وقتا همشون تو زندگی ادم وجود داشتن!

+الان که خوابم گرفت تازه مثلا قراره برم پیاده روی هوا بخورم...یکی نیست یگه اخه ادم عاقل این وقت صبح اونم وقتی شبش نخوابیدی!





برچسب: نویسنده: رادین موسوی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 11:53

صفحه بندی