کاش غرور از زندگی ادما خط میخورد...!
کاش برای گفتن بعضی چیزا همیشه وقت بود... !
سخته وقتی نه غرورت اجازه میده برگردی و بهش بگی چقد دوسش داری
نه جایی برای گفتنش مونده...
نه میتونی فراموشش کنی به اسونی...
فقط میتونی تو خیالت باهاش زندگی کنی...
و حرفاش و کاراشه که تو فکرت تکرار و تکرار و تکرار میشه
که باعث میشه دوباره بغض کنی..دوباره چشمات خیس بشن..دوباره از ته دلت بخندی و وقتی به خودت میای یهو یادت میاد که دیگه نیست و همه این لحظات ساخته ذهن خودت بوده....و این نوع زندگی لعنتی ترین نوع زندگیه که انتخاب خودت نبوده
وخودتم نمیدونی چرا شبیه ارزوهای همیشگیت نیست...!
+نه مخاطب خاصی داره ..نه حس خاصی داره..نه منظور خاصی داره...شاید باید گفت فقط یه دلنوشته ...!
برچسب:
نویسنده: رادین موسوی
تاريخ: جمعه
20 اسفند
1395 ساعت: 11:53