چقدر سخته با بغض زورکی چای خوردن و کنار بقیه لبخند زدن...
+حالم خیلی بد میشه و.قتی به این چیزا فکر میکنم ...کاش راحت بگذره...
+چقدر سخت بود شنیدنش برام و چقدر به خودم لعنت فرستادم...
+خدایا لطفا کمکش کن...تو رو خدا؛اونجوری دیدنش مرگ منه :(
+نمیشه مگه نه؟خودم میدونم...
برچسب:
نویسنده: رادین موسوی