
وقتی تو سن بیست سالگی همه مدل سختی و درد رو تحمل کرده باشی میفهمی من چی میگم!میفهمی اصلا سختی یعنی چی!سختی میتونه دست و پنجه نرم کردن با یه بیماری وحشتناک و لاعلاج باشه!سختی میتونه نداشتن پدر و مادر باشه،میتونه نداشتن سرپناه باشه! میتونه خیلی چیزا باشه که خیلی هامون باهاشون تو زندگی درگیریم!اما کسی که مریضه میدونه که مریضه!کسی که پدر نداره میدونه یتیمه!کسی که خونه نداره میدونه آواره اس!همه اینا یه راه حلی دارن که آدم به خواست و همت خودش میتونه بره دنبالش و مشکلش رو حل بکنه،اما امان از روزی که ندونی مشکلت چیه!چه مرگته ! ساعت ها بشینی فکر کنی ببینی کدوم ت...
ادامه مطلب