......

متن مرتبط با «ذهن یک اشفته» در سایت ...... نوشته شده است

ذهن اشفته...

  • نیلوبلاگ

    حرفم نمیاد.. با هیشکی..به هیچ طریقی.. میگم و میخندم اونم زیاد..اما یهو دوباره ساکت میشم... +نفسم بند میاد تو این شرایط..قلبم تند میزنه..انگار دارم خفه میشم.. +با وجود این کابوسا حتی نمیشه خوابید... +نه به درسا فکر میکنم نه به پروژه..همه به طرز عجیبی ...

    ادامه مطلب
  • یک عدد فافای خسته:))

  • نیلوبلاگ

    وقتی شب تا صبح و صبح تا شب اصولا بیداری مجبوری هزاران هزار اهنگ رو گوش بدی..هر چی که هر چقدر مسخره باشه و یا یه چیزی که فوق العاده باشه از نظر سبک..بیکلام گرفته تا با کلام...غمگین یا شاد...انگلیسی و یونانی و امریکایی...و...(اونایی که معنیشون میفهمی) و ..قدیمی و جدید....اخرش اهنگ کم هم میاری....هی منتظری اهنگ های جدید خواننده های معروف لا اقل بیاد بیرون تا از این یکنواختی نجاتت بده...رسما هم وقتی اهنگ جدیده میاد انگار تو لب تاپت هیییییییچ اهنگی نداری فقط میشینی همون چند تا رو هزار بار از اول پلی میکنی...دیده شده گاهی هم از این خواننده هایی که با مادرشون دعواشون شده ...

    ادامه مطلب
  • ذهن اشفته..

  • نیلوبلاگ

    +اخه چرا!! +درستش میکنم...بت قول میدم فافا نگران نباش... +چقدر خونه کوچیکشون پر حس زندگیه...اما تو خونه چند برابر اون حتی یه روزم که از خواب بیدار میشم اون حس خوبا رو ندارم!نه که نباشه..اما به اون شدت نیست...اگه هم هست من نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.... پر عشق...پر زندگی...وصف نشدنی بود.. +نمیدونم درسته یا نه!میترسم پشیمون بشم...اما اگه اتفاق بیفته میدونم نمیتونم درداشو تحمل کنم...اگه نتونم چی میشه!! +این روزا ادم بهتری شدم...لا اقل یه ورژن اومدپایین تر دید گندم به زندگی و بقیه ماجرا...بازم امیدوار کنندس.. +امیدوارم تصمیم درست بگیرم...والا فکر کنم برام گرون تموم بشه...

    ادامه مطلب
  • عکاسی نوستالژیک

  • نیلوبلاگ

    جمعه به اندازه کافی دلگیر هست...مخصوصا وقتی سر صبح مامی جان و پدر گرام تنهایی قصد کنن برن خونه کوهی... منم خوب چون برنامه داشتم هر چقدرررر که دلم سکوت اونجا و هوای خوبش و جاده پر مه جنگلی رو میخواست اما خوب مقاومت کردم و به خاطر کارا و این که وقت اخر هفته ام میره و تایم ام کمه نرفتم... نمیدونم چرا دلم میخواست تنها بفرستمشون برن...:) خوب همش که نمیشه ما باهاشون باشیم که...مامان که بیشتر تایمش خونس و یا گاهی مهمونی خانومانه و این صوبتا...بابا هم که مثل بقیه عاقایون...اصولا هم که نه که زیاد حرف میزنه بابا جان از اول شب بعد این که دوش میگیره میشه گوش دادن به انواع و ا...

    ادامه مطلب
  • اشفته بازار!

  • نیلوبلاگ

    سلااااااام...من اومدم...انقدر درگیر بودم که دیشب فقط چند دقیقه قبل تغییر روز پست روز دختر گذاشتم...نمیدونم چرا اینجوری شدم! نمیتونم مثل قبل درست درمون بنویسم! -_- ایشالا که یاد میگیرم :)از تبریکات روز دختر بگم که ادم حس میکرد تولدشه بس همه تبریک گفتن...مادر جون هم که زنگ زد تبریک گفت منم بهش گفتم شهربانو قشنگم دختر پدر جون روز تو هم مبارک ( شوهرش منظورم بود :) ) کلی خندید ...شب قبلشم که با مهمونامون رفته بودیم پیک نیک که خاله(ش)محترمه بعد سلام میگه روزت مبااااارک عزیزمممم ..یعنی همچنان امسال هم دختری! گفتم خاله استغفر الله :))) (ایشون چند سال مربی تربیتبدنی درسه...

    ادامه مطلب
  • فافای اشفته

  • نیلوبلاگ

    منم و این اهنگ و کلی فکر و فکر و فکر..:(...هیچ وقت اون موقع ای که میخوندی باهاش و به اسرار من برام معنی کردی رو یادم نمیره... چند روز پیش که از استخر اومدم و خیلی خسته بودم داشتم اهنگ مورد علاقم رو پیدا میکردم ...یهو این اهنگ به گوشم خورد..یادم نمیره که از خوشحالی پیدا کردنش کلی گریه کردم...یادم نمیره که قبلش چقدر این چند ماه دنبالش بودم و نمیتونستم پیداش کنم....یادم نمیره که چقدر این دو سه روز هر لحظه با گوش دادن دوباره اش چشمام خیس میشد....با پیدا کردنش هم حالم خوب بود هم خیلی بد...نمیدونم.... متاسفانه مرورگر شما، قاب...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    ذهن اشفته | ذهن اشفته من | ذهن اشفته ی من | درمان ذهن اشفته | دخترکی با ذهن اشفته | ذهن یک اشفته | آشفته بازار داریوش | اشفته بازار شیلا | آشفته بازار از داریوش | آشفته بازاریست دنیا